X
تبلیغات
کمانچه

کمانچه

معرفی و بررسی سازهای سنتی

چند عکس

19

18

17

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 11:55  توسط ali  | 

ساختمان کمانچه

کمانچه یکی از سازهای زهی آرشه ای است که در حال حاضر چهار سیم دارد. تا اوایل قرن 14 خورشیدی (1900 میلادی) کمانچه دارای سه سیم بود. پس از ورود ویولون به ایران، با تأثیر گرفتن از الگوی آن، کمانچه های چهار سیم شکل گرفتند. البته پیش از این رویداد، کمانچه های شش سیم نیز کم و بیش در ایران رایج بودند ولی کم کم به فراموشی سپرده شدند. هم اینک فقط در نواحی مازندران واقع در شمال ایران می توان نوعی از کمانچه شش سیم را پیدا کرد.

کاسه تشدید این ساز با شکل کروی به دو روش ساخته می شود. روش قدیمی که به یک تکه معروف است و از تنه درخت به صورت یک پارچه تراشیده و سپس درون آن خالی می گردد. وزن این نوع کاسه ها کمی سنگین است و چرخش کمانچه را تا حدی مشکل می کند. در نتیجه صدای آن ‌ها زیاد مطلوب نیست. در فرهنگ های مختلف از جمله آسیای جنوب شرقی کاسه تشدید این ساز گاه از فلز، نارگیل و کدو ساخته می شود.

اما در روش جدید با استفاده از ترکه های خم خورده و چسباندن آن ها در کنار هم، کاسه کروی شکل کمانچه ساخته می شود. چوب مورد استفاده معمولاً از درخت توت و گاه از درختان دیگر نظیر گردو، کاج و افراست. این نوع کمانچه‌ها معمولاً خوش صداتر هستند و چون کاسه سبکی دارند، نوازندگی شان راحت تر است.

نوع دیگری از کمانچه با کاسه ای مخروطی شکل وجود دارد که نمونه های آن را عموماً در موسیقی های بومی ایران می توان یافت. این سازها به کمانچه های پشت باز معروف اند و بیشتر درغرب ایران در استان های لرستان و چهارمحال و بختیاری نواخته می شوند. کمانچه های پشت باز که به کمانچه لری شهرت دارند، دارای صدایی پر قدرت اند و چون کاسه ای سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد، بر روی این سازها آسان تر است. کمانچه های لری تا اوایل قرن حاضر، سه سیم بودند ولی کم کم به چهارسیم تبدیل شدند.

قطر کاسه کمانچه رایج در موسیقی شهری ایران حدود 20 سانتی متر است. ولی نمونه های رایج در موسیقی های بومی اندازه های مختلفی دارند که کوچک ترین آن را در کمانچه ترکمنی می توان مشاهده کرد.

دسته کمانچه با استفاده از چوب گردو به صورت یک پارچه ساخته می شود. طول آن حدود 31 سانتی متر، قطر آن در محل شیطانک 35 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 30 میلی متر است. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولا پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست بز، آهو و غیره می تواند باشد. در ترکمن صحرا از پوست نوعی سگ ماهی استفاده می کنند تا رطوبت محیط را جذب کند و تغییر صدا کمتر شود. اما در مناطق خشک، پوست قلب شتر می کشند که معمولا رطوبت کمتری را جذب می کند.

خرک واسطه ای از جنس چوب است که بین پوست و سیم ها قرار می گیرد و صدای حاصل از سیم ها را به داخل کاسه هدایت می کند تا در آن تشدید شوند. سیم ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده، روی صندلی و یا روی زمین قرار می گیرد.

همه کمانچه های امروزی چهار سیم دارند و در نتیجه چهار گوشی در انتهای دسته بر سر پنجه قرار می‌گیرد. سیم های این ساز از یک سو به سیم گیر وصل می شوند و از سوی دیگر در سر پنجه با چهار عدد گوشی مهار می گردند. کوک کردن ساز با همین گوشی های انجام می گیرد. سیم های ساز با کوک های مختلفی به صدا در می آیند. ولی رایج ترین آن ها سه کوک هستند که در شکل های 15 و 16 و 17 دیده می شوند.

کمانچه با وسیله ای به نام کمان نواخته می شود که امروزه به آن آرشه می گویند. طول آرشه حدود 60 سانتی متر است و با استفاده از یک چوب نازک با قطر متغیر 6 تا 4 میلی متر و موی دم اسب ساخته می شود. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی شود، بلکه نوازنده به تناسب آهنگ، هنگام نوازندگی، فشار آن بر روی سیم را تغییر می دهد. عوامل موثر در کیفیت صدای کمانچه عبارتند از: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس، شکل، اندازه و محل قرار گرفتن خرک، شکل شیطانک، جنس سیم ها و زاویه اتصال دسته به کاسه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 11:54  توسط ali  | 

تاریخچه


در نواحی استان بلوچستان ایران، سازی شبیه به آن وجود دارد که در آن جا "سرود" Sorud نامیده ولی در خارج از بلوچستان به قژک Qajak یا قیچک Qichak شناخته می شود. تعداد سیم های سرود از کمانچه بیشتر است.

قدیمی ترین نشانه های ساز کمانچه در ایران، مربوط به قرن چهارم هجری (950 میلادی) است که در نقاشی های کتاب موسیقی الکبیر ابونصر فارابی می توان یافت. وی در کتاب خود از این ساز که فقط دو سیم داشته است، با عنوان رباب نام می برد و حتی وجود رباب تک سیمی را هم ناممکن نمی داند. رباب در واقع نام عربی کمانچه است و همچنان شکل ساده ای از آن با همین نام در بین نوازندگان سنتی عرب همچنان نواخته می شود. ترک زبانان به آن "ایکلیگ" Iklig می گویند و در ترکمنستان این ساز را با نام "قیچک" یا "قژک" می شناسند. کمانچه علاوه بر ایران در فرهنگ های چینی و آسیای جنوب شرقی با نام های مختلف وجود دارد. در موسیقی سنتی چین آن را با نام "ارهو" Erhu می شناسند. این ساز در هند، عراق، آذربایجان، گرجستان، داغستان و ارمنستان نیز نواخته می شود.

کمانچه در دوره صفویه یکی از سازهای اصلی موسیقی شهری ایران بوده است. یکی از نقاشی های عمارت چهلستون اصفهان مربوط به مجلس بزم شاه عباس، نوازنده کمانچه ای را در کنار سازهایی مثل نی، قانون، دف و نوعی ساز مضرابی شبیه به تار نشان می دهد.

کمانچه در دربار قاجار نیز یکی از سازهای اصلی به حساب می آمد. علاوه بر این، از گذشته های دور و نزدیک شکل های گوناگون این ساز تقریباً در همه فرهنگ های بومی ایران یافت می شود. از جمله می توان به انواع کمانچه های ترکمنی، مازندرانی، آذربایجانی، لری، کرمانجی و بختیاری اشاره کرد. نخستین صدای ضبط شده کمانچه در اوایل قرن بیستم میلادی انجام شد که شاخص ترین نمونه های صوتی آن دوران، صدای کمانچه صفدر خان، باقر خان رامشگر و حسین خان اسماعیل زاده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 11:53  توسط ali  |